5 بهمن 88

      اندیشه 

آخرالزمان شعر و ضرورت سكوت 2

جواد اكبری

(بخش دوم)

قدرتی که نهایتا به گونه ای "آرماگدونی"(3) در چنبره تقابل ها به صورت غیر قابل رویت کاملا حسی و متا فیزیکی در اختیار نیرو های شر قرار گرفته واین بار پیروزی نه با نیروی روشنی و خیر که ظلمات و شری است که تن بسیاری از شاهدان و ناظرانی که جرات وارد شدن به نبرد را ندارند می لرزاند غافل از اینکه این جنگ غیر قابل پیشگیری و اجتناب ناپذیر بنیان ویرانی و انهدامی است که از پس آن آبادانی که واقعا می دانیم که چیست و چگونه بروز خواهد کرد سر بر می کشد چرا که "برای ساختن دنیای تازه باید دنیای قدیمی به کلی ویران گردد "(4)و این خاصیت کلام است فروپاشی و سازندگی . که محصول ترس همه جانبه حاکم بر تخیل وتفکر شاعری است که حالا دیگر از نقش یک کارگردان سنتی در جهت تبدیل شدن به سیاهی لشکری پیش می رود که خودش با توجه به قدرتی که از ناحیه ترس در وی تزریق شده "دکوپاژ"(5)را مشخص کرده و با "اتافوکوس"(6)هایی که ارائه می دهد سعی در برهم زدن عادت مسلط و واداشتن اندیشه مخاطبش به درگیر شدن در بازی است که نهایتا منجربه "فیداوت"ی(7) می شود که همان حالت تنهایی -سرگردانی-وحشت- سکوت و تعلیق است . در این شب سیاهم گم گشته راه مقصود /از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت

آیا این کوکب هدایت هیچ وقت برون خواهد آمد؟ سوالی است که وقتی در موقعیت اش قرار نگرفته باشیم هیچ مفهومی برای ما نخواهد داشت . دیگر- شاعر ژانر "تریلر"(8)و این بار از نوع ادبی اش تمام وجود خودش را معطوف به سرکشی و بی قیدی واژه های در اختیارش می کند تا با بهره گیری از عناصر و عوامل پشت صحنه (پرده) که همانا برگردانی "این - همانی " (9) های تثبیت شده دراعماق تفکراتش میباشد به طرف سرکشی درهمان حین درحال سرکوب غرایز حیوانی که سعی دربروز وظهور در نمایش انسانی حرکات نامتوازن از روی منطقی که بسیاری از جنبه ها وشخصیتهای پنهانش رادرتلاش با"طلب" و "میل" تصاعدی کسی که بسیاری از بیماریهای روانی را در حال تجربه است جذب وبا بهره گیری از خواصی که این جذبه و خلسه در تغییر رفتارهای انگیزشی وگرایشی وی پدید می آورد خالق نوع خاصی از روشنفکری می شود که بسیار فراتر از مفاهیم تعریف شده در نظریه های روشنفکری کلاسیک است. ژان پل سارتر در تعریف روشنفکر گفته است: "روشنفکر کسی است که در تمام امور دخالت میکند. هر امری که مربوط به انسان وامری انسانی است ."

حالا به نظر میرسد که این دیدگاه اگزیستانسیالیستی مدرن در این نوع خاص از انسان روشنفکر کمتر اجازه بروز پیدا کرده است.نه انکه او نسبت به امور انسانی بیتفاوت باشد بلکه به این مفهوم است که او دیگر بیشتر به فردیتی محلی اما با نگرشی جهانی توجه نشان می دهد وشاید معتقد است که اگر بتواند که یک انسان که همانا خودش باشد را از وضعیتی که از تعریفهای علوم می گریزد نجات بدهد کار بسیار عظیمی را به انجام رسانده است . با این وصف شاید شاعران امروز ایران - و البته آنهایی که شامل مراحل و تعاریف بالا هستند - با نگاه روشنفکرانه خاصی به کلمه چشم دوخته اند . نه میلی به تغییر جهان دارند و نه جهان را بدون تغییر می پذیرند. برای همین شعر موج و"اسپاسمانتالیزم" (10)رویایی ارضا اش نمیکند برای او فقط دال ها مفهوم دارند و جهان یعنی دال.

شاید بشود این موجود نوظهور در عرصه شعر ایران رادر این تعریف پست مدرن از تعریف"روشنفکر" گنجاند . "روشنفکر کسی است که تولید فکر و گفتمان می کند." او بین روحیات انفعالی و پراگماتیستی (11) درحال نوسان است. وجدال روز و شب فرشها و جاروها ی "فروغ" تبدیل به جدال هر لحظه من با من شده که یا بی خانمانی است یا "خانه ادریسیها"(12) . تلاش شاعر امروزه بیشتر بر این است تا با الهام از پیشینه غنی ادبیات ایران و همچنین جریانی که در غرب بخصوص دوران ویکتوریایی که از آنجا با کسانی مانند "کارلایل" "style polyphonic "(سبک چند صدایی ) مطرح شد و امروز قرائتهای گوناگونی از آن ارائه شده است علاوه بر اینکه عرصه شعر و داستان را از تسلط یکطرفه راوی و نگاه دانای کل خارج  کند به گونه ای اعتراض و فریاد خستگی خودش را هم در قالب نوشته هایش ارائه دهد.

ادامه دارد...


خانه شاعران  | Javad_Akbari |