9 دی 88
سماع
مهدی عباسی
اذالشمس ُ شراب را در گونه هایت داری و پپسی تعارفم می کنی ملای روم کوزه اش را از کاسه چشمهایم پر آب می کند و قاشق و چنگال در دستهایم از اشتها می افتند به رقص وسماع . چیزی در گلویم گیر می کند انگار لبخندت را پس می گیری نگاهت را از روی میز به بیرون پرت می کنی سرد می شوند بشقاب تو و دف من اذالشمسُ شراب را در گونه هایت داری مرا به نام کدام کتاب سو گند می دهی...
خانه شاعران
|
Mahdi_Abbasi |




