نفس نفس زدن است این نفس كشیدن نیست
به باد دادنتان معنی اش دمیدن نیست
كدام فلسفه روح مرا هوایی كرد
برای پر زدن اینجا پر پریدن نیست
تمام عمر به ساحل نیامده برگشت
ببین كه موج چو من قسمتش رسیدن نیست
به چشم سرو تبر خورده آسمان ابری ست
بزن رفیق كه راهی به جز بریدن نیست
نباف پیله كه سوزن به سینه می كوبند
چه تلخ قسمت پروانه جز تنیدن نیست
نگاه خستهی باغی به غنچهی سرخیست
همیشه سرخ ترین گل برای چیدن نیست
بخوان ز نغمهی دریا چو گوش ماهی ها
اگر چه گوش كسی تشنهی شنیدن نیست