25 تیر 88

      شعر 

زیبایی جهان

      مریم ترنج

 

با گیس های بریده هم می توان خوشبخت شد

این را مادر کف دستم نوشت

وقتی رخت های سیاه اش را چنگ می زد

و می خندید

به پیشانی نیمه سوخته ام

به سینه ام که مرغ ماهیخواری به آن منقار می کوبد

به سرم که تیر می کشد

برای سرباز هایی که کلاغ پر از چشم هایم پریدند

و در گور های دسته جمعی گم شدند

گفتم :

در چشم هایم شمع بکارم

تا زیبایی جهان را بهتر ببینم

خودم را دیدم

که برای مرغ های ماهیخوار روی آب می خندم

مادر را دیدم

به بازویم طلسم بست

به گردنم نعل اسب

به سینه ام ورد

و فوت کرد به زیبایی جهان

 


خانه شاعران  | Maryam_Toranj |