برای اینکه به شمال برسیم
همه ی ما از تهران
می رویم بالای یک درخت قدیمی
دیگر چیزی به گذشته نمانده
تا یادم بدهی فرار کنم
انتظارمان تمام می شود
از اینجا به بعد
می رسیم به شهرهای فیزیکی
برای شهردار ابروهای فانتزی گذاشته ام
تا علاوه بر خودش
اشکال قطارهای دیگر پشت سرش دود کنند
( تا خیالت از ریل خارج نشده
راحت شو از واگن ابروهای پیوندی )
نگران نباش !
منظورم این نیست که شایعه درست کنم
اتفاقا هیچ وقت راه درستی به خودم نشان نداده ام
اما آقای شهردار!
وقتی از پنجره کابینت به بیرون نگاه می کنی
مطمئن نباش که همیشه درخت ها را در حال دویدن ببینی