از مجموعه تازه نشر: آخرین نسخه ی حوا هستم
می خوابمت كه خواب تو را توی پلك هام
پنهان تر از همیشه به پستوی پلك هام
پر می زنم به سمت تو با بال های خیس
یك شب خودت پرنده شدی روی پلك هام
حالا تو با غریزه ی زنبوری ات بیا
با یك بغل عسل كه به كندوی پلك هام ...
تا شاخه های روشن انگشت های تو
پر می زند هنوز پرستوی پلك هام
من سر به زیر و سر به هوا ... كوچك و غریب
با احترام خم شده زانوی پلك هام
از چشم های لال تو بی سر زمین ترم
اینجا غریبه تر شده "باشو" ی پلك هام !
بی خوابم و تو مال یكی ... بی عدالتی ست
سنگین نمی شوند ترازوی پلك هام !
پا درگریز و مست و هراسان نشسته است
در نی نی نگاه تو آهوی پلك هام
آیا دوباره می رسد آن روز گل كنند
گیلاس های وحشی خودروی پلك هام ؟
*
مرد چاهار شانه ی مردم نمی شود ؟
یك شب بدون دغدغه بانوی پلك هام ...
*
از دست های خاطره تا پشت بام تان
خوابم نمی برد و تو از توی پلك هام ...