1
پلک از حماقت بر نمی دارم
قسم نمی خورم به این چند حرف اضافی
آن اشاره چیست؟
از چه شروع می کنی مرا؟
که رنگ به رنگ پا که بر می داری شدم از چیست
سکوت می شوم تا شعر ِ بعد
پنجره را سفت ببندد
از سقف می ریزی روی سرم
یا اتاق می شوی دوروبرم
فرقش چیست؟
تلخ تویی
با اطوارِ شیرینت
اصلا تصمیمم شده
بپرم از روی آهستگیت بلند
که تمام از پا در بیاورد
خواب بلند شود از تن
از هر چه چیست
دوا بزنم
به زخم ِ هوا
که تا پلکِ بعد شب بیاید
آنچه دیدار نیست
چیست؟؟
2
قهوه ایم را شکل می کند
از احوال ِ بی کنار ِ دایره می گوید فالگیرپول می خواهد
دست می برم ته ِ فنجان
که از آینده ام به او بدهم
پول قهوه ایست
آینده قهوه ایست
شهریور85